صفحه اصلی  |   درباره ما  |   تجهیزات هتل  |   خبرنامه  |   تبلیغات  |   اطلاعات هتل های ایران  |   بانک اطلاعات  |   تماس با ما
 
 
» گفت و گو و دیدگاه
تنها "وعده" است که می ماند! 92/11/14
کد خبر 561
ارسال به دوستان
Send

dariush alaghaبازار اخبار و تجهیزات هتل – داریوش آل آقا.jpgداریوش آل آقا - شاید خبر تغییر رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دیگر خبر تازه ای در این حوزه بواسطه تاریخ درخشان و ید طولای آن در تغییرات نباشد اما حقیقت آن است که سخت می توان باور کرد تنها "بیماری" بهانه استعفا و این تغییر یکباره باشد و نه درک آشفته بازار گردشگری به جای صنعت و سازمانی که به تعبیر قانم مقام آن یک بیمار تصادفی است.

کلیت ماجرای ریاست سازمانی که از آغاز به کار دولت نهم بیش از صداقت کردار دچار تب گفتار است، بر همگان روشن است؛ حیاط خلوتی که در آن افکار روسای اول و دومش (در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد) بیش ازگردشگران، در عالم معنا و بی معنا در گردش بود و بیش از آنکه در حوزه تخصصی حرفی برای گفتن داشته باشند، صاحب نظر در سایر حوزه ها به ویژه سیاست و دین با عینک نواندیشی و بعضا دگراندیشی دینی نشان می دادند. دست آخر نیز هر دو مغضوب دستگاهی شدند که از اساس بیش از آنکه معتقد به پیشرفت درآنچه که برایش سازمانی تشکیل شده باشد طرفدار پاسداری از وضع موجود است! تا تنها دیوانی از سخنان بی بهره بماند و مثنوی هفتاد منی از وعده ها که "آمارهای تخیلی سفر" و "سفرکارت" شاه بیت های آن بود.

پس از اخبار شاهکارهای مالی - مدیریتی رئیس دومی که برای استفاده از تجربیاتش به حوزه اقتصادی فرامنطقه ای فراخوانده شده بود، نوبت به استاندار فارس رسید که عمر ریاستش آنقدر قد نداد تا سایر همکاران سابقش را هم از فارس به پایتخت بیاورد و پس از شش ماه جای خود را به معاون سابق سرمایه گذاری سازمان سپرد که وعده داد و هیچ نشد.

معاون گردشگری کشور در دولت نهم که اتفاقا دستی بر سرود شاه بیت های گفته شده داشت، آخرین رئیس سازمان در دولت دهم شد تا بلکه فرصتی برای جبران مافات باشد اما نهایت امر ریاستش نقل داستان های هزار و یک شب شد که یکی تمام ناشده، دیگری شروع گردید و در واپسین فرصت خدمت، یک شبه به یاد واگذاری امور به بخش خصوصی افتاد که بیش از آنکه سبب اتحاد بخش خصوصی شود خود داستانی مفصل در اختلاف گردید تا بازهم وعده ها بمانند.

با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید روزنه های امید به بهبود این بیمار تصادفی، دست ها را برای دعا بالا برد و زمزمه های شفا از ادبیات رئیس دولت در عرصه بین الملل شنیده شد تا جایی که انتخاب وزیر سابق آموزش و پرورش و مردودی خانه ملت بر مسند سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری هم رنگ خوش بینی گرفت. خاصه آنکه انتصابات و انتخابات نخستین ایشان هم بوی بازگشت تخصص به سازمان بی تخصص را می داد هرچند که این امید با گماردن یک دیپلمات بر مسند معاونت گردشگری خیلی ها را ناامید کرد. با این همه، استشمام بوی بهار گردشگری کشور از پائیز ژنو آنقدر احساس خوشایندی داشت که کمتر کسی فکر رفتن یکباره نجفی از سازمان را حتی در قالب شایعه باور کند ولی از آنجا که صندلی ریاست سازمان داغ تر از آن است که در این چند سال به طور میانگین رئیسی بتواند بیش از هشت ماه روی آن دوام بیاورد، نجفی هم رفتنی شد تا این بار در اتفاقی متفاوت با دفعات قبل به فاصله چند ساعت از پذیرش استعفا، رئیس جدید انتخاب شود.

نجفی اما استعفا کرد آنهم به بهانه "بیماری" و آنکه پزشکان استرس و فشار کاری را برایش سنگین شمردند. وزیر سابق آموزش و پرورش با گواهی دکتر از کلاس ریاست غیبت کرد تا برای جبران دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی دولت شود، شاید اوضاع بسامان اقتصادی و هماهنگی های سهل آن فشار و استرسی بر وی وارد نکند! به هر روی، سال ها کار با معلمان و دانش آموخته ها حتی در همان وزارت خانه بی پول و همیشه محتاج آموزش و پرورش با شرایط اداره سازمان لگدکوب شده (تعبیری که نجفی از سازمان داشت) و نیروی انسانی ای که 1500 تن از آنان مازاد و بدون پست هستند و  از8 هزار و اندی  نیروی رسمی و قراردادی 60 درصد دارای مدرک فوق دیپلم به پایین و 50 درصد مدرک دیپلم و زیردیپلم قابل قیاس نیست.

سفر به نمایشگاه فیتور اسپانیا و دیدار با وزیر گردشگری ایتالیا و چرخی در احوال آنچه که در دنیای بیرون از سازمان درباره گردشگری اتفاق می افتد، شاید نجفی را به این صرافت انداخت که با این داشته ها نمی توان دلخوش به رونق گردشگری بود و یا شاید به این صرافت که این جامه بر تن وی بسیار گشاد است و به صرف شیردالی بر دست گرفتن (که آخر اصل و فرعش معلوم نشد) و اظهارنظر درباره قلیان کشیدن خانم ها و نقد گذشته نمی توان ریاست کرد. نجفی هم همچون سایرین سازمان را خانه تکانی کرد، مدیران دولت های نهم و دهم را کنار گذارد تا راه برای هشتمی ها باز شود. نجفی هم همچون روسای سابق وعده داد. وعده تشکیل کمیته ای با حضور معاونان وزرا، سازمان نظام پزشکی و بخش خصوصی به منظور تهیه طرح جامع و یکپارچه گردشگری سلامت، تشکیل شورای بخش خصوصی گردشگری، احیای شورای عالی میراث فرهنگی، ایجاد دهکده ‌های صنایع دستی در سراسرکشور، حل مشکل روادید برای حضور گردشگران خارجی و از همه پرطمطراق تر طراحی شعار گردشگری، لوگو و تبدیل آن به برند گردشگری ایران.

نجفی رفت اما کاش یادش نرفته باشد که در زمان وی چوگان قره ‌باغ به نام آذربایجان ثبت شد تا بازهم میراثی دیگر از این سرزمین به نام دیگران سند زده شود و از او وعده به یادگار مانده باشد.

و حالا قرعه کار به نام مسعود سلطانی فر افتاده است که اگرچه ستاره اقبالش در وزارت فروغی ندارد چنانکه حتی پس از صالحی امیری هم نتوانست رای اعتماد بهارستان را برای وزارت ورزش و جوانان بگیرد اما گویی همای سعادتش با استعفای دیگران به پرواز در می آید! استاندار سابق زنجان، مرکزی و گیلان که به یمن استعفای مهدی مفتح جایگزین وی در شورای شهر پایتخت شده بود با استعفای نجفی از روحانی حکم ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را گرفت تا بازهم در سازمان بر پاشنه تغییرات بچرخد و صدای خشکی کند، روسا و معاونانی بروند و مهمانان دیگری بیایند اما چه غم، ضیافت "وعده" همیشه مهیاست.

 

جهانی بیاندیشیم، حرفه ای عمل کنیم
استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع "بازار هتل" مجاز است.

نظرسنجی
کدام مشوق بیش ترین تاثیر را در جذب سرمایه گذاران ساخت و ساز هتل دارد؟
 
 
 
 
 
 
 
© کليه حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به شرکت بازار هتل آرینا می باشد. RSS